ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر،با آن پوستین سردِ نمناکش

باغِ بی برگی

روز و شب تنهاست،

با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران،

سرودش، باد

گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد

ور به رویش برگ لبخندی نمی روید

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

داستان از میوه هایِ سر به گردون سایِ

اینک خفته در تابوتِ پستِ خاک می گوید

 

باغ بی برگی

خنده اش خونی ست اشک آمیز

جاودان بر اسبِ یال افشانِ زردش می چمد در آن

پادشاه فصل ها، پاییز.

 


برچسب‌ها: مهدی اخوان ثالث, شعر معاصر ایران, پادشاه فصل ها پاییز, باغ بی برگی
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵ساعت 16:33  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا