|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
در نـوجوانی که مــا افــکار و آرمـانـهــایـی در زنـــدگی
می یابیم و به آنها پایبند می شویـم؛درست و نـادرست
و خوب و بـد برایـمـان مـعـنـی پـیـدا می کنـد.
حال اگر بـر خلاف این عقـایـد و بـاورهـا چیـزی گفـتـه
شود و نظام ارزشهـایی که در زندگی یـافـتـه ایـم،جدّی
گرفـتـه نشـود،یـا این « نـظـام درسـت و نـادرسـت » به
وسیله ی دیگران نادیده گرفته شود،احساس می کنیم
کـه خود مـا نـادیــده گـرفـتـه شــده ایــم و بــه حسـاب
نیامده ایم، به همین خاطـر به هم می ریـزیـم و ناراحت
می شویم.به این حالت اعتراض و مبـارزه،غرور نوجوانی
یا غرور جوانـی گفـتـه می شود.
پس غـرور جوانی نه تنهـا بـد نیست،خیلی هم خوب
اسـت،زیـرا بـه مـعـنـی شکل گـرفـتـن و درسـت شـدن
شـخصـیـت مـا در زنـدگی و «هـویـت یـافتن » ما است،
منتها باید بدانیم که بـاورهـا و اعتقـادات ما ممکن است
غلط هـم باشد و این دیگران باشند که درست بگویند و
راه درسـت را نشان بـدهنـد.بـه همـیـن خاطـر است که
می گوییم باید مطـالعـه کنیـم تا چیـز یاد بگیریـم،یا بـاید
مشورت کنیم تا در تجارب دیگران سهیم شویم،و تعصّب
به خرج ندهیم و نظر دیگران را به دقت گوش دهیم و در
بـاره ی آن فکر کنیـم.
|
|