|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
می گویـنـد در روم قـدیـم،کسانـی که به مـنـصـب و
مسئـولـیـتـی می رسیـدنـد،لـبـاس هـای بـدون جیـب
می پوشیـدند تا همـواره به یاد داشته باشند که:
«خدمتگزار مردم بوده،به خاطر به کارگیری استعداد،
مـهـارت و هــوش و تــوان فـکـری خود در جهــت رونـق
بخشیـدن به زنـدگی آنـان،نباید انتـظـار دریـافـت پاداش
مـادّی و دنـیـایی داشتـه بـاشنـد.»
در کـشـور مــا امــا؛ افـــرادی هـستــنــد که در ازای
مسئـولیـت هایی که به جا نیاورده اند،پارسـایی هایی
کـه نـورزیــده انــد،و خیـانـت هـایـی که ورزیــده انــد،و
خلاقـیـت هـایـی که از آن تـهـی بوده اند،و وظایفی که
پشت گوش انداختـه اند،و گره هایی که در کار انداخته
انـد، و بـحران هـایـی که دامـن زده انـد،و خِفّـت هایی
که به ارمغـان آورده انـد،و حمـاقـت هایی که مـرتـکـب
شده اند، و حق هایی که پایمـال کرده اند، میلیون ها
تـومـان پـاداش و حقـوق دریـافـت می کنـنـد و تازه ...
مـردم نـبـاید بـه آن ها بـدبـیـن شونـد یا خدای نـاکرده
اعتـمـادشـان را نسبـت به آنـهــا از دسـت بـدهنـد، و
صلاحیت ندارند از آنهـا بپرسنـد که ثـروتشان را از کجا
آورده انـد !
|
|