|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
دیـشـب تــو خواب،خواب مـی دیـدم که دمــاونــد را از
پشت بـام خانـه ام می تـوانـم ببـینـم.
دیـشـب تو خواب،خواب می دیـدم که آسمـان شهـرم
آبی است.
دیـشـب تو خواب،خواب می دیـدم که سیـنـه ی شهر
دوباره پر از هوای پاک شده است.
دیـشـب خواب هـوای پاک را می دیـدم،امـا بـه صدای
رادیــو که بـیـدار شدم،دیــدم دارد از « روز هـوای پاک »
می گوید،همـانـطـور که همـیـشـه از آزادی،از کرامـت،از
سـلامـت،از شـرافـت،از حق مــردم و از خیلی چیزهای
دیگری می گوید که در این شهـر وجود نـدارد!
فکر کـردم تـقـصـیـر هـواست یا رادیـو ؟!...
دیـدم تـقـصـیـر صـبـوری خودم است!
|
|