|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
تو عمر خودت را کرده ای و از نشاط جوانی و بهار زندگانی علامتی و
نشانی در تو دیده نمی شود. پیکری لاغر و ضعیف داری که امروز و فردا
در بستر خاک قرار می گیرد، با این وضع شایسته نیست که سرنوشت
جهانی را فدای هوس اطرافیان و شهوات خانواده ات سازی و گروهی
نالایق را به ناموس و مال مردم مسلط گردانی!

من از آن روز می ترسم که موی سپیدت به دست ملت که برای
گرفتن انتقام از آستین بدر آمده به خونت آغشته شود و در روز قیامت
با کفنی که با خون تو و خونابه ی دل های مستمندان رنگین است
قدم در محیط حساب و محاکمه گذاری. آیا هیچ فکر کرده ای که در آن
روز چه جوابی به خدای خودت خواهی داد؟!
تو را می کشند! ولی باید بگویم کشتن خلیفه برای مسلمانان بسیار
گران تمام خواهد شد، زیرا خون تو سرچشمه ی سیل و آشوبی در
جهان می شود که تا دامنه ی محشر، جنگ و برادرکشی بین مسلمانان
برپا می گردد. باید بدانی که دامن تو از گناه این آشوب پاک نخواهد
ماند، زیرا که این شورش و آشوب، مرکزش در خانه ی ظلم آباد
تو بوده!

پیشوایی مردم مسئولیتی بسیار سنگین و خطرناک و دقیق است
که باید در کمال دقت و احتیاط اجرا شود. کوچک ترین آزاری که در
دورافتاده ترین نقاط کشور از دست عمّال تو بر دیگران وارد شود، اولین
مسئولیت متوجه تو می باشد، زیرا آن حاکم و کارگزار در حقیقت دست
توست که به نیروی خلافت در همه جا دراز شده، ولی به جای تأمین
آسایش مردم و انجام وظیفه، آسایش آنان را سلب می نماید.
به یاد داشته باش که پیامبر فرمود: پادشاهان ستمکار و هوسران را
در روز رستاخیز با قیافه ای زننده و وحشتناک در محکمه ی عدل الهی
حاضر می کنند و آن مگسانی که به دور شیرینی قدرتش در گردش
بودند دیگر اطراف او دیده نمی شوند و به شدیدترین عذاب که پایانی
ندارد گرفتار می شود.

|
|