|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
ــ بهره گیری های مادّی از جهان و تَمتّعات طبیعی و جسمانی،
تنها عامل تامین کننده ی خوشی و احساس سعادتمندی در انسان
نیست. زیرا برای انسان به حکم سرشت خاص او، یک سلسله
ارزش های معنوی مطرح است که بدون تامین آنها، تمتعات مادی به
تنهایی قادر به تامین بهجت و سعادت او نیست.
ــ سعادت فرد از سعادت جامعه جدا نیست. انسان از آن جهت
که انسان است، یک سلسله وابستگی های عاطفی و احساس
مسئولیت های انسانی در باره ی جامعه ی خود دارد که نمی تواند
فارغ از چگونگی حال و روز دیگران، آسایش و آرامش داشته باشد.
ــ روح انسان در عین نوعی اتحاد و یگانگی با بدن، در مقابل بدن او،
اصالت دارد. روح نیز همچون بدن، کانون و منبع مستقلی است برای
لذات و آلام. روح نیز به نوبه ی خود بلکه بیش از بدن نیازمند به تغذیه
و تهذیب و تقویت و تکمیل است. روح از بدن و نیرومندی آن بی نیاز
نیست، اما بدون شک غرقه شدن در نیازهای مادی و اقبال تمام به
لذت گرایی جسمانی، مجال و فراغتی برای بهره برداری از کانون روح
و منبع بی پایان ضمیر باقی نمی گذارد.
مسئله ی روح و بدن، مسئله ی رنج و لذت تنها نیست؛ چنین
نیست که هرچه مربوط به روح است، رنج باشد و هرچه مربوط به بدن
است، لذت. چه بسا لذات روحی بسی صاف تر، زلال تر، عمیق تر، و
با دوام تر از لذات جسمی باشند. پس روآوردن یک جانبه به تمتعات
مادی و لذات جسمی، در مجموع از خوشی و لذت و آسایش واقعی
بشر می کاهد. بنابر این وقتی می خواهیم به زندگی رو آوریم و از آن
بهره بگیریم و بدان رونق و صفا و شکوه و جلال ببخشیم و آن را دلپسند
و زیبا سازیم، نمی توانیم از جنبه های روحی صرف نظر کنیم.
با توجه به این سه اصل و پایه، روشن می شود که چرا مسلمانان،
رَهبانیت را طرد می کنند اما؛ زهدگرایی را در عین جامعه گرایی و در
متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی می پذیرند.
|
|