ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

    [ بی همتا ]

 

دل اگه خونه ی غم شد، من اگه پریشونم


تا ابد من به یاد عشقت ترانه می خونم


من پر حس نیازم، تو نجیب و بی همتا


دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمی مونم


دل ساده ی اونی که تنها

 

تو براش بودی تموم دنیا


حالا خونه ی غمه تو این شب ها

 

 می دونن همه دلم اسیره


آخه عشق تو مثل کویره

 

تب تشنگی می مونه رو لب ها


ما همه نسلامون جوونه، دلامون دریا


بیا با هم رها بشیم از همه این دنیا


دلو از این قفس رها کن قفس غم ها


نگو عاشق شدن دروغه خوابه و رویا


دل اگه خونه ی غم شد من اگه پریشونم


تا ابد من به یاد عشقت ترانه می خونم


من پر حس نیازم تو نجیب و بی همتا


دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمی مونم

 


برچسب‌ها: ناصر عبداللهی
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹ساعت 10:44  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا