ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

   

   از قطار که پیاده شدیم مردی با تلفن همراهش خبر داد که:

 

   «من شهید زین الدین هستم».

 

   پسر نوجوانـی که کوله پشتـی داشت و ظاهرا" در آن وقـت

 

روز از مدرسه به خانه برمی گشت، با دو سه قـدم، خود را به

 

آن مـرد رساند و با اشتیاق گفت: «سلام! خیلـی خوش وقتم

 

از زیارت شما!»

 

   مـرد همان طور که در ذهنش به دنبال آشنـاییتی از پسرک

 

می گشت، از نـوجوان پرسید: من شمـا رو می شناسـم؟!

 

  پسر نوجوان با خونسردی گفت: «فکر نمی کنم، ولی من از

 

شما زیاد شنیدم... راستی اینجا چه کار می کنید، شما نباید

 

الان تو بهشت باشید؟!». 

 


برچسب‌ها: امروز در مترو, شهید, زیارت, توفیق
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸ساعت 9:53  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا